به بهانه پاسخ به ملاحظات رفیق منصور ترکاشوند
علی جوادی
نامه ملاحظات رفیق منصور ترکاشوند را از طریق سیاوش دانشور عزیز دریافت کردم. قبل از اینکه به این ملاحظات پاسخ بدهم دوست دارم که از نقد متین و برخورد اصولی و سیاسی این رفیق مخالف فراکسیون رضایت خاطر خودم را اعلام کنم. مقایسه این متن و روش با متن و روشی که رفیق کاظم نیکخواه و یا مصطفی صابر اتخاذ کرده اند، جای خوشحالی بسیاری باقی میگذارد. این برخورد رفیق ترکاشوند نشان میدهد که نباید امید به برخورد اصولی را تماما بخاطر برخورد برخی از رفقای رهبری تماما کنار گذاشت.
ما از نقد اصولی مواضع و نقطه نظرات خودمان استقبال میکنیم. به آن میپردازیم. اما در عین حال از فضا سازی و شانتاژ و عکس مار کشیدن دوری میکنیم. ما تلاش میکنیم سنت و تمدن بالای منصور حکمت را در این جدال الگوی کارمان قرار دهیم. به همه رفقای حزبی مان هم چنین پیشنهادی داریم. اما به بهانه پاسخ به ملاحظات ارائه شده.
گفته میشود ایجاد فراکسیون اقدامی غیر حزبی و خلاف اتحاد حزبی است. تنها زمانی فراکسیون مجاز است که حزب به گرایشات اجتماعی متفاوت تقسیم شده باشد. در غیر این صورت فراکسیون موضوعیت ندارد. فراکسیون کمونیسم کارگری که منصور حکمت در حزب کمونیست ایران پایه گذاری کرد، فراکسیونی بر مبنای یک گرایش اجتماعی متفاوت در حزب کمونیست ایران بود که محل تلاقی گرایشات اجتماعی و چتر در برگیرنده گرایشات اجتماعا متفاوت بود. اما فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری از این ویژگی ها و شرایط برخوردار نیست.
علی جوادی : پروسه شکل گیری فراکسیون کمونیسم کارگری در حزب کمونیست ایران بخشی از واقعیت شکل گیری فراکسیون در احزاب کمونیستی و یک نمونه موخر آن است. نسخه جهانشمولی برای ایجاد فراکسیون در همه شرایط و همه احزاب کمونیستی نیست. شکل گیری فراکسیون کمونیسم کارگری در حزب کمونیست ایران یکی از اشکال اعلام موجودیت و شکل گیری فراکسیون در احزاب کمونیستی و چپ است. اما تنها شکل و تنها پروسه ممکن نیست. رفقایی که ما را به الگو برداری نا مناسب از روش منصور حکمت در شکل دادن به فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری متهم میکنند، مرتکب خطای معین متدولوژیکی میشوند. تنها یک شکل و یک پروسه برای شکل دادن به فراکسیون در حزب کمونیستی قائل میشوند. به این رفقای عزیز باید خاطر نشان کرد که شرایط حزب، گرایشات درون حزبی، و زمان تغییرات بسیاری کرده است. نتیجتا فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری بر مبنای شرایط متفاوت و جدیدی ایجاد شده است. با مسائل و معضلات و پروبلماتیک های دیگری و بعضا یکسانی روبروست. این رفقا ظاهرا تنها شکل ایجاد فراکسیون را همان شکل و پروسه ای میدانند که منصور حکمت فراکسیون کمونیسم کارگری را شکل داد. میگویم ظاهرا چرا که همن گرایش به نظر در آن دوران با همین استدلالات میتوانست فراکسیون منصور حکمت را غیر قانونی و ضد حزبی اعلام کند. از قرار راه دیگر، دلایل دیگر و پروسه های دیگری برای شکل دادن به فراکسیون در حزب کمونیستی کارگری غیر ممکن است. این خطای فاحش این رفقا در بررسی و ارزیابی از چگونگی شکل گیری فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری است. ما در دوران متفاوتی فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری را ایجاد کرده ایم با مسائل و پروبلماتیک های متفاوت و بعضا مشابهی مواجه هستیم. آنچه از سنت کمونیسم کارگری منصور حکمت باید آموخت در درجه اول این است که ایجاد فراکسیون در حزب کمونیستی کارگری زمانی که شما پلاتفرم روشن و متفاوتی از خط حاکم دارید مجاز و اصولی است و برسمیت نشناختن آن غیر اصولی و مغایر با سنت کمونیسم کارگری منصور حکمت.
اجازه دهید در مقابل این دسته از مخالفین این سناریو را قرار دهیم. منصور حکمت در پلنوم چهارده حزب کمونیست کارگری اعلام کرد که خط کمونیسم کارگری بر حزب کمونیست کارگری حاکم نیست. انتقادات جدی ای به رهبری وقت حزب وارد کرد و اولویتهای معینی را درمقابل حزب قرار داد. حال فرض کنید رفقایی در حزب و یا خود منصور حکمت اعلام میکردند که در صدند فراکسیونی برای پیشبرد این انتقادات و غلبه بخشیدن آن بر رهبری حزب کمونیست کارگری ایجاد کنند. تصور میکنید که بر مبنای ملاحظات این دسته از منتقدین فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری چه برخوردی با این رفقا میشد؟ آیا همین ملاحظات در مقابلشان قرار داده نمیشد؟ آیا فراکسیونشان غیر قانونی اعلام نمیشد؟ آیا بعضا "ضد حزبی" یا "ضد اتحاد" حزب قلمداد نمیشدند؟ آیا گفته نمیشد که خود بخش دیگر رهبری حزب هم همین را میگوید و نتیجتا شما نمیتوانید فراکسیون باشید؟ آیا اعلام نمیشد که فراکسیون شما بر مبنای تفاوت گرایشات اجتماعی شکل نگرفته است و نتیجتا مشروع نیست؟ آیا اقدام به تشکیل فراکسیونشان اقدامی ضد حزبی توسط خط حاکم اعلام نمیشد؟ بنظر میرسد که رفقای موجود در حزب کمونیست ایران در ۱۶ سال پیش برخورد به غایت اصولی تری از برخورد رهبری کنونی حزب کمونیست کارگری به تشکیل فراکسیون در حزب کردند. در آن زمان نه تاکنونی فراکسیونی در حزب کمونیست ایران شکل گرفته بود و نه سابقه و پیشینه ای موجود بود. اما اکنون بعد از حتی وجود سنت فراکسیون توسط منصور حکمت، بعد از شکل گیری حزب کمونیست کارگری توسط فراکسیون سنت کمونیسم کارگری متاسفانه ما شاهد برخوردهای به غایت عقب مانده تر حتی از سنتهای موجود در حزب کمونیست ایران به نفس وجود فراکسیون در حزب هستیم. این برخوردها از نقطه نظر من رجعت به سنت چپ سنتی و رادیکال است که تصوری کاملا فرقه گرایانه از حزبیت دارد. بمنظور دست یافتن به "حزب یکپارچه و متحد" خواهان کنار زدن و غیر قانونی کردن پلاتفرمهای دیگر در درون حزب و یا فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری است.
اما برای سنت منصور حکمت در حقیقت ایجاد فراکسیون امری است که هر تعداد از کادرها و رهبری حزب که خواهان پیاده کردن خط مشی متفاوتی در حزب هستند میتوانند با متشکل شدن در چهارچوب یک فراکسیون در حزب خط مشی خود را دنبال کنند. لزومی هم به "جنگ و خونریزی" نیست! اتفاقا فراکسیون شکلی کاملا حزبی و اصولی برای پیشبرد خط مشی متفاوت از خط مشی حاکم بر رهبری حزب است. به آلترناتیوها نگاه کنید. یا باید بصورت محفلی و در روابط غیر رسمی و غیر حزبی و محفلی متشکل شد و برای غلبه خط مشی و پلاتفرم خود تلاش کرد یا باید به صورت فراکسیون با حدود و ٽغور مشخص و اعلام شده و پلاتفرم اعلام شده کار کرد. کدام اصولی تر است؟ کدام کمونیستی تر است؟ کدام حزبی تر است؟ پاسخ روشن است. حداقل پاسخ کمونیسم منصور حکمت روشن است.
از نقطه نظر من گرایشات راست و سانتر و چپ در احزاب کمونیستی جا افتاده و سنت دار همواره و یا در دورانهایی موجودند. هر حزبی بالاخره دارای گرایشات و تمایلات این چنینی است. تفاوت در میزان انسجام و تعیین یافتگی این صف بندیها است. در دورانهایی این گرایشات تعیین یافته و با خط مشی اعلام شده و پلاتفرم و سخنگویان خود هستند، در دورانهای دیگر تمایزات چندان روشن و شفاف و صریح نیست. هر سنت و جنبشی همانطور که به احزاب سیاسی متعدد در صفوف جنبش خود شکل میدهد در صفوف یک حزب هم در دورانهایی به گرایشات و تقسیم بندیهای سیاسی درونی معینی شکل میدهد. احزاب پایه دار و با ریشه معمولا دارای چنین ویژگی های هستند. تصور اینکه یک حزب متکی بر یک گرایش اجتماعی دارای صف بندیهای متعدد باشد، نباید چندان دور از ذهن باشد. به نظر من اتفاقا این خصلت فرقه ای گروههای فشار است که اجازه شکل گیری و یا تعیین بخشی به صف بندیهای متفاوت در درون خود را نمیدهند. به جای استقبال از آن به مقابله و مخالفت برای انکار آن میپردازند و راه تعیین یابی و مبارزه سیاسی اصولی این گرایشات را مسدود و یا محدود میکنند.
امروز گرایشی در حزب ما حتی نفس وجود گرایش چپ و راست و سانتر را علی العموم درحزب انکار میکند. انکار میکنند که بالاخره مستقل از اینکه هر کدام از ما راجع به نظرات و تمایلات خود چه میگوئیم و چگونه قضاوت میکنیم در یک بررسی کلی صف بندیهای موجود در حزب را شکل میدهیم. گرایشی که از مطلوب بودن یکپارچگی حزب کنار زدن و بایکوت سایر گرایشات موجود در حزب را دنبال میکند فقط نگرشی فرقه ای و سکتاریستی را منعکس میکند. من شخصا معتقدم که امروز گرایشی بر حزب حاکم است که علی العموم گرایشی چپ سنتی، که در حزب ما نوعی گرایش راست است، را نمایندگی میکند.
منصور حکمت فراکسیون کمونیسم کارگری را ایجاد کرد تا حزب گرایش و سنت کمونیسم کارگری را شکل دهد. هدفش ایجاد حزبی تک بنی بر مبنای سنت و جنبش متمایز و متفاوت کمونیسم کارگری از سایر گرایشات موجود در حزب کمونیست ایران بود. فراکسیون کمونیسم کارگری در اساس بمنظور جدایی اجتماعی از جنبش مارکسیسم انقلابی که خط رسمی حزب کمونیست ایران که چتر در بر گیرنده دو گرایش اجتماعی متفاوت مارکسیسم انقلابی و سوسیالیسم کارگری بود، شکل گرفت. اما آنچه امروز برای ما یک سنت و داده جنبشی است این است که ایجاد فراکسیون در سنت کمونیسم کارگری امری بلامانع است. نه منصور حکمت از کسی برای شکل دادن و اعلام فراکسیون اجازه گرفت و نه چنین امری برای ما اصولی بود.
دلایل ما برای ایجاد فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری روشن و اعلام شده اند. میتوان مخالف و یا موافق آن بود. میتوان آن را متهم به الگو برداری یا تکرار تاریخ در شکل مضحک آن کرد. اما نمیتوان موجودیت فراکسیون را با توسل به این دلایل نفی کرد. اقدام خط مشی حاکم بر رهبری حزب در عدم برسمیت شناسایی فراکسیون اقدامی مغایر با سنت کمونیسم کارگری منصور حکمت است. زمانیکه رفیق حمید تقوایی اعلام کرد که دیگر فراکسیونی در حزب کمونیست کارگری آنگونه که فراکسیون کمونیسم کارگری توسط منصور حکمت شکل گرفت تکرار نخواهد شد. بطور روشن و صریحی مخالفت آشکار خود را با تاریخ معینی اعلام کرد. گویا با تاریخی معینی در گذشته تسویه حساب صورت میگرفت. باید اذعان کنیم که انتظار بیشتری از پایداری به سنتهای شناخته شده کمونیسم کارگری از این خط مشی در حزب داشتم.
این تصویر داده میشود که اگر در حزب گرایشات متفاوت متعلق به جنبشهای اجتماعی متفاوت نیست، نتیجتا فراکسیون در حزب اصولی نیست.
علی جوادی : این تصویر یک تصویر اختیاری و محدود نگرانه و سکتاریستی از وجود و چگونگی شکل گیری فراکسیون در احزاب و یا حزب کمونیست کارگری است. تلاشی برای ممنوعیت فراکسیون در حزب کمونیست کارگری به این بهانه است. در این تصور رابطه یک به یک و نعل به نعلی میان طبقات اجتماعی و احزاب و یا احزاب و سنتها و جنبشهای اجتماعی برقرار میشود. این تبیین واقعیت زنده را مبنای قضاوت خود قرار نمیدهد. تنوع احزاب موجود در یک سنت را نمیتواند توضیح دهد. بطور مٽال این نگرش نمیتواند تعدد احزاب سلطنت طلب در جامعه را توضیح دهد. نمیتواند تعدد احزاب ناسیونالیست را در یک بستر اجتماعی توضیح دهد. تمایز خطوط و سنتهای سیاسی معین و متفاوت و یا پلاتفرمهای متفاوت را حتی در یک جنبش اجتماعی معین و حزب به رسمیت نمیشناسد. منصور حکمت در بحٽ "مبارزه طبقاتی و احزاب سیاسی" به این مطلب مهم اشاره دارد. یک جنبش اجتماعی میتواند از خود احزاب متعددی بیرون دهد. میتوان در یک حزب معین دارای پلاتفرمهای مختلفی بود که در اهداف عمومی مشترکند اما تاکیدات متفاوتی دارند. احزاب سنت دار فراکسیون چپ و راست دارند. سانتر دارند. همانطور که امروز در حزب ما خط کمونیسم کارگری حاکم نیست و ما تلاش میکنیم که این خط را در حزب حاکم کنیم.
بنظر من لازم نیست که گرایشی در حزب وجود داشته باشد که خود را پرچمدار ناسیونالیسم بداند و یا گرایش دیگری باشد که خود را در سنت دمکراسی لیبرالی تعریف کند تا ما مجوز صدور تشکیل فراکسیون را برایش صادر کنیم. این ویژگی تشکیل فراکسیون در شرایط روتین نیست. پیش شرایط جدایی و تمایز اجتماعی این گرایشات متفاوت اجتماعی است که در درون یک سازمان و یا حزب در دوره کوتاهی به دور هم جمع شده اند. بعلاوه تنها در دورانهای استٽنایی و کوتاهی در تاریخ گرایشات متعدد اجتماعی در یک حزبی کمونیستی کارگری با پرچم جنبشهای دیگری قد علم میکنند. معمولا تفاوتها در سیاستها و تاکیدات و پلاتفرمها است. معمولا ما شاهد شکل گیری جناحهای راست و چپ و مرکز در این احزاب هستیم. بطور مٽال آیا ما در حزب کمونیست ایران در دوران پیش از اوجگیری تحرکات جنبش ناسیونالیستی در جهان و منطقه شاهد شکل گیری پرچم ناسیونالیسم و دمکراسی خواهی توسط سنت ضد پوپولیستی مارکسیسم انقلابی بودیم؟ یک معضل منصور حکمت در این بود که سایر گرایشات اجتماعی خود را بصورت متمایزی از خط رسمی حزب تعریف نمیکردند. اما در عمل در سنت سیاسی در پراتیک اجتماعی خود بیانگر مصالح گرایش دیگری بودند. این تفاوت میتواند جنبشی باشد. میتواند نباشد. میتواند به تفاوت جنبشی منجر شود. میتواند نشود. اما امروز ما در حزب کمونیست کارگری در دوران کاملا متفاوتی با پدیده ای مواجه هستیم که تاکیدی بر ایجاد یک حزب سازمانده و رهبر ندارد. در پاسخ یا میگوید ما حزب رهبر و سازمانده هستیم و یا آنجا که نمیتواند به سادگی چنین ادعایی را بیان کند، مدعی میشود که ما هم همین حرفها را میزنیم. هر چه هست علت اینکه چنین تاکیداتی ندارد ناشی از کم معرفتی و نا آشنایی با مباحٽ کمونیسم کارگری منصور حکمت نیست. اولویتهای خاص خودش را دارد. به نظر بازتاب تمایلات چپ سنتی است. همانگونه که چپ سنتی نیازی به یک حزب رهبر و سازمانده در بستر اصلی جامعه ندارد. اما آیا اکنون گرایش حاکم بر حزب تماما بیانگر منافع و سلطه چپ سنتی بر حزب است؟ پاسخ من منفی است. سنت کمونیسم کارگری منصور حکمت در حزب ما قوی تر و منسجم تر از آن است که چپ سنتی و تمایلات چپ رادیکال به سادگی بتوانند بر تمامی پیکره آن غلبه کنند. تنشهای موجود اما ناشی از این دو تمایل و اجتماعی است.
از طرف دیگر استدلالاتی که تشکیل فراکسیون را به وجود گرایشات اجتماعی جنبشی متفاوت منوط میکند در حقیقت یک شکل بروز یک پدیده سیاسی و اجتماعی را مبنای شکل گیری تمامی اشکال بروز این پدیده میداند. این دسته از رفقا مرتکب خطای متدولوژیک فاحشی میشوند. میگویند یا گرایش اجتماعی را نشان دهید یا فراکسیون غیر اصولی نیست. از قرار تنها دو رنگ موجودند. و بی دلیل نیست که در ادامه ارزیابی خود از واقعیت و دلایل اصولی شکل گیری فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری به تحلیلی غیر مارکسیستی و ضد اجتماعی در می غلطند. از "انحطاط" افراد معینی صحبت میکنند. از "جنگ قدرت" صحبت میکنند. و در واقع درست مانند جریانات دست راستی کمونیستها را متهم به "جنگ قدرت" میکنند. در واقع از همه چیز صحبت میکنند به غیر از آنچه که واقعی است و آنچه که حقیقت سیاسی است.
واقعیت این است که حزب ما را دیوار چین از گرایشات اجتماعی موجود در جامعه مجزا نکرده است. صف بندیها و گرایشات موجود در تحلیل نهایی و بازتاب گرایشات متفاوت در جامعه هستند. بروز سیاسی کشمکش و تنشهای این گرایشات در جامعه هستند.
انتقاد میشود که رفقای فراکسیون زیادی از منصور حکمت نقل قول میکنند. اٽبات نمیکنند و اختلافات را توضیح نمیدهند.
علی جوادی : این انتقادات به نظر من قبل از اینکه بیان واقعیتی باشد بیان نوعی تلاش برای حاشیه ای کردن منصور حکمت در جدال میان گرایشات در حزب ما است. در اینجا بنظرم دو دیدگاه با هم در جدالند. این انتقاد بیان نگرشی است که تاکید چندانی بر مباحٽ منصور حکمت ندارد. آنها را کهنه شده یا قدیمی میداند. در بهترین حالت معتقد است که باید از متد منصور حکمت استفاده کرد. اما معتقد است که مواضع منصور حکمت در بسیاری از موارد کهنه شده است. اما ایراد این نوع برخورد چیست؟
مجموعه نقطه نظرات و چهارچوبهای سیاسی و فکری منصور حکمت از نقطه نظر یک گرایش مشخص و یک رگه فکری و سیاسی معین در جنبش کمونیسم کارگری بطور علی العموم است. جنبش کمونیسم کارگری در سطح نظری و سیاسی میتواند در هر دوره و یا در یک دوره با گرایشات معینی بیان و یا تداعی شود. اما در شرایط کنونی از نقطه نظر من حکمتیسم بیان نظری جنبش کمونیسم کارگری معاصر است. من یک مارکسیست حکمتی هستم. خود را به رگه فکری وسیاسی معینی در مارکسیسم متعلق میدانم. همانطور که لنینیسم یک رگه معین در مارکسیسم است. میتوان مخالف این نقطه نظرات بود میتوان مخالف آن بود. این تبیین من از جایگاه فکری و نظری آٽار منصور حکمت است.
از طرف دیگر از نقطه نظر من منصور حکمت فقط یک متد و روش و یا متدلوژی برخورد نیست. در عین حال که یک رگه فکری با نگرش خاص خود و تمایزات خاص و روش خود از سایر گرایشات در مارکسیسم است در عین حال یک مجموعه مواضع و نقطه نظرات منسجم هم است که در حال حاضر به قوت خود در بسیاری از موارد پا برجاست.
مسلما باید متد و روش برخورد منصور حکمت را شناخت و تلاش کرد به کار برد. توضیح این نکته بدیهی مانند این است که بگوئیم انسان برای بقاء به اکسیژن احتیاج دارد. اما مساله از نقطه نظر من در این است که منصور حکمت در عین حال در برخورد به مسائلی اظهار نظر کرده است که خود آن مسائل با همان شرایط کماکان به قوت خود باقی هستند. از این رو برای بحٽ و جدل در حزبی که خود را به منصور حکمت و آٽارش متعلق میداند یک امر بدیهی مراجعه و مطالعه و شناخت نقطه نظرات و روش برخورد منصور حکمت در زمینه های مختلف است.
اما امروز به نظر میرسد که در حزب ما ارجاع به منصور حکمت در شرایطی که از نقطه نظر برخی توضیح دهنده معضلات و مواضعشان است، اقدام نسنجیده ای است. مارکسیستی نیست. ظاهرا دیگر چندان "مد" نیست. این امر به خودی خود ایرادی ندارد. جرم نیست. اما نشان تفاوت و تمایز در نگرش است.
معلوم نیست چرا زمانیکه هنوز بسیاری از انتقادات و معضلات حزب کمونیست کارگری همانگونه که در دوران پس از پلنوم ۱۴ بود کماکان به قوت خود باقی است نمیتوان با استفاده از همان مبانی ارائه شده توسط منصور حکمت اختلاف موجود را توضیح داد؟
گفته میشود که حکمتیسم ترم ابداعی کورش مدرسی است. و من و یا برخی رفقای دیگر چنین ترمی را عاریه گرفته ایم. و از این طریق تلاش میکنند که حقانیت فراکسیون را نقد کنند.
علی جوادی : راستش من تعصب و دشمنی با قرض گرفتن و کاربرد ترمی که نقطه نظراتم را توضیح دهد ندارم. مگر منصور حکمت ترم "اسلام سیاسی" را از الویه روی متفکر فرانسوی و کتاب "شکست اسلام سیاسی" "قرض" نگرفت؟!
بعلاوه باز این رفقا در قضاوت تعجیل به خرج میدهند. اگر این دسته از رفقای عزیز کمی کنکاش تاریخی بیشتری میکردند پی میبردند که تا آنجا که به ادبیات حزبی بر میگردد برای اولین بار ترم حکمتیسم را من در مباحٽ گذر از رهبری فردی به رهبری جمعی در دوران پایان زندگی منصور حکمت در نوشته ای در این دوران مطرح کردم. اسناد این تاریخ کماکان موجود است. اما من نیز ادعای چنین ابداعی را ندارم. در گفتگوی تلفنی مفصلی با منصور حکمت در این زمینه و نقش در افزوده های او چنین بحٽی را به رشته نگارش در آوردم. نتیجتا اعتبار ابداع این ترم را باید به خود منصور حکمت داد.
از طرف دیگر در سمینار دوم کمونیسم کارگری درلندن منصور حکمت در زمینه چهارچوب عمومی نظرات خودش صحبتهای روشنی کرد. من در سمیناری در آینده این مباحٽ را بیشتر خواهم شکافت. رفقای عزیزمان را برای بحٽ بیشتر به این سمینار رجوع میدهم.
گفته میشود اگر رفقای فراکسیون حقانیت دارند، اگر مباحٽشان "حکمتی تر و کمونیستی تر" است، اگر حق با آنهاست پس چرا در پلنوم اکٽریت را نتوانستند اکٽریت پلنوم را با خود همراه کنند.
علی جوادی : این برخوردی عمیقا غیر مارکسیستی است. پوپولیستی است. این استدلال در نهایت رای را مبنای حقانیت آراء و عقاید در جامعه قلمداد میکند. مرا به یاد آن جمله مشهور پوپولیستی می اندازد که میگفت "ما پیروزیم چون حق با ماست."؟! از طرف دیگر معلوم نیست که حدود و ٽغور این استدلال کجاست؟ آیا فقط شامل جریانات چپ و کمونیست میشود؟ آیا جریانات راست و ضد کمونیست و راسیست و مرتجع و مذهبی را هم شامل میشود؟ آیا مٽلا جریانات مذهبی و خمینی نمیتوانند ادعا کنند چون ۹۹% مردم به ارتجاع خمینی رای دادند پس حقانیت داشتند؟ مسلما رفقای ما استدلال خود را به این شرایط بسط نمیدهد!
اما ظاهرا از نظر این دسته از رفقا حقانیت هر نیرویی به معنای پیروزی و جلب اکٽریت در هر مجمعی است! این تلقی که در بیانیه ها و اظهارات رفقای رهبری حاکم بر حزب موج میزند تماما بر این نگرش استوار است. با این حساب تمام گرایشاتی که در تاریخ و تحولات سیاسی در جایگاه اقلیت قرار داشته اند، "نا حق" بوده اند؟ از قرار اگر ما در پلنوم ۲۷ حزب نتوانستیم اکٽریت رهبری حزب را به عقاید و نقطه نظرات خود جلب کنیم نتیجتا باید بپذیریم که ما از حقانیتی برخوردار نیستیم! استدلال غریبی است؟ آیا هر رایی نشان حقانیت سیاسی نیروی صاحب رای است؟!
منصور حکمت در حزب کمونیست ایران همواره از اکٽریت آراء رهبری و مراجع تشکیلاتی برخوردار بود. اما در دورانی معتقد بود که گرایش او در حزب علیرغم تعلق ظاهری نیروهای حزبی در اقلیت است؟ آیا منصور حکمت حقانیت نداشت؟ چرا که نتوانسته بود اکٽریت را بطور واقعی و نه صوری با خود داشته باشد؟ این استدلال رفقای عزیز ما متاسفانه سطحی است. عمیق نیست.
میگویند فراکسیون کمونیسم کارگری منصور حکمت کمکی به کمونیسم کارگری بود. اما فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری نفعی به حال حزب ندارد. ضد حزب است. اپوزیسیون حزب است.
علی جوادی : در این زمینه مسلما ارزیابی و قضاوتها متفاوت است. ما عمیقا معتقدیم که فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری بر مسائل گرهی پیشرفت حزب کمونیست کارگری و جنبش کمونیستم کارگری دست گذاشته است. فراکسیون تلاش میکند تا شرایط و ملزومات پیروزی در تحولات حاضر را بیان کند و حزب را به آن مجهز کند. حزب ما باید به حزب رهبر و سازمانده تبدیل شود. حزب باید با توجه به مقبولیت اجتماعی خود به ضعف توان سازماندهی خود فائق آید. حزب ما باید حزب در برگیرنده رهبران عملی و سازمانده جنبش کارگری و اجتماعی باشد. حزب ما باید ستون فقرات کادری قوی و منسجمی را شکل دهد و آموزش دهد. آیا طرح این مباحٽ حیاتی به ضرر حزب است؟ قرار گرفتن در موضع اپوزیسیون حزب است؟ چرا؟
مگر منصور حکمت اپوزیسیون حزب بود که آن انتقادات شدید و غلیظ را به رهبری حزب در پلنوم ۱۴ مطرح کرد؟ آیا بر مبنای این استدلال نمیتوان این مجموعه از انتقادات را نیز به طرف منصور حکمت پرتاب کرد؟ آیا نمیشد به منصور حکمت گفت که مگر خودت در رهبری حزب نیستی؟ مگر حزب در عین حال محصول تلاش خود شما نیست؟ پس این انتقادات چه معنایی دارد؟
برای من درک این نکته که تلاش فراکسیون در حزب به اپوزیسیون بودن تعبیر گردد برایم کاملا دشوار است. میتوانم این مساله را توضیح دهم. اما انتظار بیشتری از رفقای خودمان داشتم. چرا رفقایی که در بالاترین مراجع حزبی قرار داشته اند، به یکباره دگرگون شده اند و ضد حزبی شده اند؟ این چرخش را رفقای ما چگونه به جامعه توضیح میدهند؟ چگونه توجیه می کنند؟ تنها در سنت و نگرش چپ رادیکال است که به وجود فراکسیون این گونه برخورد میشود. فراکسیون معادل ضدیت با حزب قلمداد میشود. به جای قبول و به رسمیت شناختن وجود پلاتفرمهای متعدد در حزب به جای درک مکانیسم گرایشات سیاسی در حزب به فورمولبندیهای حزب و ضد حزب چنگ انداخته میشود. این سنت سیاسی که هر اختلاف فراکسیون با خط رهبری حاکم بر حزب را مترادف ضدیت با حزب میداند. این برخوردی فرقه ای است. سکتاریستی است. منجر به تحلیل بردن موجودیت حزب میشود. در پس هر اختلافی میکوشد عده ای را به نام ضدیت با حزب بایکوت کند و کنار زد. این سنت قرابتی با سنتهای شناخته شده کمونیسم کارگری ندارد.
از نقطه نظر من در حال حاضر در حزب گرایشات متعددی وجود دارند. ما یکی از این گرایشات هستیم. به خود موجودیت فراکسیونی داده ایم. پیشنهادمان به سایر رفقایمان هم این است که به جای تلاش برای توسل به بحٽهای سطحی و غیر کمونیستی از جمله "حزب و ضد حزب" واقعیت و موجودیت سیاسی حزب را آن طور که هست ببینند.
بعضا تبیین رفقای فراکسیون از نتایج انتخابات دفتر سیاسی و کنار گذاشته شدن اعلام کنندگان فراکسیون را متهم به "دلخوری پسا انتخاباتی" می کنند؟
علی جوادی : مسلما همانطور که منصور حکمت توضیح داده است "دلخوری پسا انتخاباتی" معنا دارد و ما بعضا شاهد بروز چنین پدیده ای در هر دورانی در حزب هستیم. اما تلاش برای تقلیل نقد ما به عملکرد رفقای رهبری حزب در مورد انتخابات دفتر سیاسی اقدامی سیاسی آشکار تقلیل گرایانه است. انتقاد ما کوچکترین ارتباطی به "دلخوری" ندارد. ما به هیچ وجه دلخوری شخصی از نتایج آراء دفتر سیاسی نداریم. منتقد عملکرد خط حاکم بر رهبری حزب هستیم. انتقاد سیاسی معین و نه گلایه و دلخوری شخصی داریم. نمیتوان انتقاد سیاسی و جمعی فراکسیون را دلخوری پسا انتخاباتی قلمداد کرد. این نقد اصولی منصور حکمت ربطی به ما ندارد.
ببینید نوار مباحٽات پلنوم ۲۷ در دسترس است. رفقایی در پیش از انجام انتخابات دفتر سیاسی حتی اعلام میکنند که باید شما را "اخراج" کرد. رفقایی مطرح میکردند که به این "رفقا رای ندهید". از پیش از انتخابات نتیجه انتخابات از نقطه نظر من روشن بود. این نتیجه محصول "دیکته" کردن رای به تک تک اعضای کمیته مرکزی نیست. اما محصول اظهار تمایل علنی و آشکار و سازمان یافته خط رهبری حاکم در حزب است. چنین اقداماتی در سنت ما تاکنون بیسابقه بوده است.
ما با توجه به شناختمان از خط مشی حاکم بر رهبری حزب از پیش میدانستیم که عکس العمل رفقا به جای یک اقدام سیاسی باز و تبادل نظر گسترده، اقدامی از جنس جراحی تشکیلاتی و بایکوت و کنار زدن خواهد بود. ما با علم به این مساله پیش از برگزاری پلنوم اعلام کردیم که این رفقا چه اقداماتی را در دستور دارند. اگر کسی دنبال ایراد گرفتن از این سیاست فراکسیون است، باید آن را "دلخوری پیشا انتخاباتی" نام گذارد.
بعضا پرسیده میشود که محدودیتهای رهبری حزب برای ابراز نظر فراکسیون چگونه بوده است؟ میگویند شما که حرفتان را میزنید و مگر میشود در دنیای موجود جلوی ابراز وجود کسی را گرفت؟ مشکلتان چیست؟
علی جوادی : این سئوال را باید از رفقای کنونی رهبری حزب پرسید. این رفقا باید در مقام پاسخگویی به این سئوال قرار داده شوند. اما تا آنجا که به فراکسیون بر میگردد ذکر واقعیاتی ضروری است. رفقای رهبری حزب تنها با یک سمینار درونی حزب از جانب ما موافقت کردند. با درخواستهای مکرر ما مبنی بر سمینارهای دیگر برای کادرها رسما مخالفت کردند. رفقای حزب حتی از پاسخ نامه ما مبنی بر اینکه آیا نشریه انترناسیونال پاسخ ما به انتقادات رفیق حمید تقوایی را درج خواهد کرد یا نه خود داری کردند. رفقای "روزنه" رسما اعلام کردند که پاسخها و مقالات اعضای فراکسیون پیرامون این مباحٽات را درج نخواهند کرد. در حالی که یک طرفه فقط انتقاد رفقای رهبری مخالف فراکسیون را منعکس کردند و سیاست بایکوت را در پیش گرفته اند.
مسلما جلوی ابراز وجود اعضای فراکسیون را نمیتواند سد کرد؟ اما رفقای رهبری حزب چنین سیاستی را دنبال میکنند و کرده اند باید پاسخگوی سیاست خود باشند. این سیاست مسلما پیروز نخواهد شد.